نویسنده (های) وبلاگ حسین
آرشیو وبلاگ
      بازار یابی - فروش - مدیریت (مهندسی فروش)
POE چیست ؟ و چرا سبب تسهیل راه اندازی شبکه شده است؟ نویسنده: حسین - چهارشنبه ۱۳٩٤/۱۱/۱٤

فناوری توان الکتریکی بر بستر اترنت ( power over ethernet : PoE) به کابل های شبکه اترنت این قابلیت را می‌دهد که بتوانند همانند کابل‌های برق عمل کنند. به‌عنوان‌مثال اگر بخواهید یک دوربین تحت شبکه (وب کم) را در خارج ساختمان نصب و راه‌اندازی نمایید نیازمند PoE هستید.

فناوری PoE سبب می‌شود که کابل‌های اترنت معمولی به‌عنوان سیم‌های برق عمل کنند. در یک شبکه که PoE وجود دارد جریان الکتریکی مستقیم (DC) به همراه ترافیک داده شبکه اترنت از کابل عبور می‌کند. بسیاری از دستگاه‌های PoE از استانداردهای IEEE 802.3af یا 802.3at پشتیبانی می‌کنند.blog-poe-03

فناوری PoE برای استفاده به همراه تجهیزات الکترونیکی قابل‌حمل و بی‌سیم مانند اکسس پوینت‌های وای فای (Aps)، webcam ها و تلفن‌های ویپ طراحی شده است. این فناوری اجازه می دهد که تجهیزات شبکه ای بر روی سقف ها یا فضا های دیوار ها که دسترسی به پریز های برق به آسانی امکان پذیر نمی باشد نصب شوند.

فناوری دیگری که ارتباطی با PoE ندارد “اترنت بر بستر کابل های برق” است که سبب می شود که خطوط الکتریکی معمولی به عنوان لینک های شبکه اترنت در فواصل طولانی عمل کنند.

چرا بیشتر شبکه های خانگی از PoE استفاده نمی‌کنند؟
ازآنجاکه به‌طورمعمول بسیاری از خانه‌ها دارای پریزهای برق متعددی هستند و همچنین تعداد نسبتاً کمی نیز سوکت اینترنت دارند و بسیاری از گجت های مصرف کننده از ارتباطات وای فای به جای اترنت استفاده می کنند، لذا کاربردهای PoE برای بسیاری از شبکه های خانگی محدود است. به همین دلیل سازندگان تجهیزات شبکه فناوری PoE را تنها بر روی روتر ها و سوییچ های شبکه ای و تجاری خود قرار می دهند.

در برخی دستگاه ها با استفاده از یک تراشه نسبتاً کوچک و ارزان به نام تزریق کننده PoE می‌توان پشتیبانی از PoE را به ارتباطات اترنت اضافه کرد. این دستگاه ها دارای پورت های اترنت و یک آداپتور برق هستند که سبب می شوند کابل‌های استاندارد اترنت نیز برق‌دار شوند.

چه نوع تجهیزاتی با PoE کار می کنند؟
مقدار توان الکتریکی (برحسب وات) که از طریق بستر اترنت قابل‌دستیابی است محدود است. سطح آستانه توان الکتریکی موردنیاز به‌عنوان منبع PoE و توان کشیده شده به دستگاه‌های کلاینت وابسته است. به‌عنوان‌مثال استاندارد IEEE 802.3af تنها توانی به میزان 12.95 وات را در یک ارتباط تضمین می‌کند. رایانه‌های شخصی و لپ‌تاپ‌ها به دلیل نیاز به توان الکتریکی بیشتر (معمولاً 15 وات یا بیشتر) نمی‌توانند از PoE استفاده کنند اما دستگاه‌های قابل‌حمل مانند وب کم‌ها می‌توانند همان عملکرد را با توان کمتر از 10 وات داشته باشند.

blog-poe-02
گاهی اوقات شبکه‌های تجاری یک سوییچ PoE را از طریق وب کم‌ها یا سایر دستگاه‌های قابل‌حمل مشابه به کار می‌گیرند.

  نظرات ()
10 رفتاری که هیچگاه در افراد موفق نمی بینید نویسنده: حسین - سه‌شنبه ۱۳٩٤/۱۱/۱۳

10 رفتاری که هیچگاه در افراد موفق نمی بینید

هر کسی که مدت زیادی را با مدیران اجرایی و رهبران شرکت ها سپری کرده باشد می تواند بفهمد کدام رفتارها در درازمدت جواب می دهند و کدام نه. یکی از چیزهایی که استیو توباک به تجربه یاد گرفته است این است که ویژگی های ذاتی و یا عادات شخصی نیستند که موفقیت یا عدم موفقیت افراد را مشخص می کند، بلکه مهم تر از عادات، رفتار آنهاست.

اما منظور توباک از رفتار چیست؟ خود او در پاسخ می گوید «اینکه تحت استرس طولانی مدت چگونه واکنش نشان دهید. اینکه به تعهدات خود پایبند بمانید یا نه. با دیگران چگونه تعامل کنید. برای اینکه کاری را درست انجام دهید چقدر حاضر باشید تلاش کنید. اینکه متمرکز و منظم باشید یا آشفته و حواس پرت باشید» و از این دست مسائل.

 

باید اعتراف کنیم که تقریباً همه ی ما کسانی را دیده ایم که در حالت عادی رفتار بدی نداشته اند. اما دیر یا زود، به ویژه تحت فشار و در زمان دشواری ها رفتار مخربی از خود بروز داده اند که وجهه ی آنها را به بدترین شکل ممکن تخریب کرده است. متأسفانه اغلب اینگونه مدیران و مؤسسان، آبروی کسب و کار خود را نیز می برند.

پس اگر به فکر موفقیت دراز مدت هستید، باید نگاه دقیقی در آینه بیاندازید و ببینید آیا هیچ یک از رفتارهای محدود کننده ی زیر را در وجود خود می یابید یا نه.

ساده لوحی

همه ی ما با نگاهی ساده و زودباور کار خود را شروع کرده ایم، اما هرچه زودتر به زیرکی و شکاکیت مورد نیاز برسیم، شانس قرار گرفتنمان در برترین موقعیت بیشتر خواهد بود. علت امر ساده است: انسان های ساده لوح و زودباور پیروز نمی شوند. یاد بگیرید هر چیزی که می خوانید و می شنوید را باور نکنید و همیشه منبع آنها را در نظر داشته باشید.

دستپاچگی

موقعیت های پر تنش و پر فشار در کسب و کار فراوان اند. تقریباً هیچگاه اوضاع نه تنها طبق برنامه پیش نمی رود، بلکه به شکل عجیبی به بیراهه می رود. اگر نتوانید در یک موقعیت بحرانی بر واکنش ناشی از آدرنالین فائق آیید و خونسردی خود را حفظ کنید، کار به جاهای باریک کشیده خواهد شد.

تعصب

علاقه یکی از پیشران های مهم موفقیت است، اما وقتی از مرز عشق و علاقه عبور کنید و به ورطه ی تعصب کورکورانه قدم بگذارید، این حس به ضرر شما عمل خواهد کرد. تعصب باعث می شود دید تحریف شده ای نسبت به واقعیت پیدا کنید، منطقتان دچار نقصان شود و تصمیمات بدی بگیرید.

تنبلی

آنهایی که می خواهند دستاوردهای بزرگی داشته باشند این حقیقت بنیادین را به خوبی می دانند که رسیدن به موفقیت های بزرگ نیازمند تلاش فراوان در درازمدت است. به همین دلیل است که همیشه روی خواسته های خود تا این حد تمرکز و نظم دارند. اغلب افراد مسامحه کار و بی توجه اند. به همین دلیل است که در زندگی خود به دستاورد بزرگی نمی رسند؛ به همین سادگی.

عجول بودن

استیو جابز می گفت: «نیمی از آنچه که کارآفرینان موفق را از کارآفرینان ناموفق متمایز می کند پشتکار خالص است». اگر به کاری که انجام می دهید عشق نداشته باشید آن را رها خواهید کرد. این روزها همه به دنبال پاداش های آنی هستند، اما این ذهنیت راه به جایی نمی برد.

تخلیه ی هیجانی

Angry boss

اگر احساسی دارید که در دست و پنجه نرم کردن با آن دچار مشکل هستید (اعم از حسادت، شرم، حقارت و غیره)، منتقل کردن آن به کسانی که با آنها کار می کنید یا به اصطلاح برون ریزی هیجانی، نه تنها برای شما و اطرافیانتان شرم آور است، بلکه کسب و کارتان را نیز نابود خواهد کرد.

خودخواهی

اگر طوری رفتار کنید که گویی مرکز تمام دنیا هستید، بهتر است استعداد لازم برای اثبات این ادعای خود را نیز داشته باشید. حتی با این وجود، بیش از اندازه خودمحور و خودپسند بودن، اثربخشی شما را از بین می برد. کسب و کار یعنی کسب و کار، نه شما. کسب و کار یعنی تجربه ای که مشتری از محصولات شما دارد. همیشه به یاد داشته باشید در این رابطه چه کسی در خدمت چه کسی است.

زندگی کردن در گذشته یا آینده

درست است که می توان از گذشته درس گرفت، اما در گذشته زندگی کردن مخرب است. به همین ترتیب برنامه ریزی و رؤیاپردازی برای آینده خوب است، اما اگر اعمالتان روی زمان حال متمرکز نباشد هیچگاه به برنامه ها یا رؤیاهای خود نخواهید رسید.

بی تفاوتی سرخوشانه

اخیراً اصطلاحاتی از قبیل «هرچه پیش آید خوش آید» و «جای نگرانی نیست» را زیاد می شنویم، اما به یاد داشته باشید که این قبیل صحبت ها را از انسان های بسیار موفق زیاد نخواهید شنید. آنها ممکن است ویژگی ها و صفات زیادی داشته باشند اما بی تفاوتی قطعاً در میان این صفات نیست.

حساسیت بیش از اندازه

اگر آنقدر به اصطلاح نازک نارنجی هستید که هر انتقادی شما را عصبانی می کند و هر چیز کوچکی باعث رنجیده شدن شما می شود، در دنیای واقعی کسب و کار به مشکل بر می خورید. بی دلیل نیست که رهبران دنیای کسب و کار معمولاً شوخ طبعی و افتادگی زیادی دارند. این ویژگی ها به نوعی لازمه ی این کار هستند. پس خودتان را زیاد جدی نگیرید.

  نظرات ()
12 ویژگی مشترک موفق ترین مدیران عامل نویسنده: حسین - دوشنبه ۱۳٩٤/۱۱/۱٢

12 ویژگی مشترک موفق ترین مدیران عامل

اداره کردن یک استارتاپ دشوار است و استارتاپ هایی که نتایج خوبی می گیرند معمولاً مدیران عامل خیلی خوبی دارند. اما بهترین مدیران عامل استارتاپ ها برای آنکه یک سر و گردن از بقیه بالاتر بایستند چه کار می کنند؟

در ادامه 12 مورد از ویژگی های مشترک مدیران عامل موفق استارتاپ ها را از زبان جمعی از فعالان حوزه ی کارآفرینی خواهید خواند.

 

1- در عمل با هوش هستند، نه فقط روی کاغذ

«رفتن به بطن بازار و درک مشتری خیلی بیشتر از کتاب خواندن و روی کامپیوتر تحقیق کردن اهمیت دارد». مارک ساستر، از شرکای آپفرانت ونچرز.

2- اولویت اول را به منافع شخصی خود نمی دهند

«اغلب کارآفرینان حد معینی از منافع شخصی را در نظر می گیرند که این مشکلی ندارد. با این حال، رهبران سریالی و موفق استارتاپ ها، منافع ذی نفعانشان را بر منافع شخصی شان مقدم می دارند. موقعیت های اجتناب ناپذیری ممکن است پیش بیاید که در آنها مدیران اصلی می توانند دور از چشم بقیه زد و بند کنند و درآمد خود را به قیمت کوتاهی در حق همکاران و سرمایه گذارانشان افزایش دهند. آن دسته از مدیرانی که فعالیت هایشان به طور پیوسته با موفقیت همراه بوده است در برابر این وسوسه مقاومت می کنند». جان گریت هاوس، کارآفرین، سرمایه گذار، و استاد دانشگاه

3- می توانند غیر متعارف باشند

«مدیر عامل زاپوز به ایده های خود اعتقاد راسخ دارد. از مثال های بزرگی مثل پیشنهاد پول به افراد برای ترک شرکت بعد از آموزش و خاتمه دادن به خدمت کارکنان در صورت هماهنگ نشدن با سیستم مدیریتی جدیدش گرفته تا مثال های کوچک تری از انتخاب او برای زندگی در محل استقرار کاروان ها کنار محل کارش و نگهداری گونه ای لامای اهلی شده فارغ از پولی که از فروش استارتاپ تک شاخ خود به آمازون به دست آورده است، نشان می دهند او برای دنبال کردن باورهای حقیقی خود مصمم است و اجازه نمی دهد کسی بر سر راه چشم اندازش قرار بگیرد». دانیل رودیک، یکی از مؤسسین اگزکت مدیا

4- ریزبین هستند اما مدیریت ذره بینی نمی کنند

«مدیرعامل باید ریزبین باشد، اما از مدیریت ذره بینی بپرهیزد (میان این دو تفاوت هست). ساختن یک شرکت یعنی کاری کنیم تمام اجزا به درستی کنار یکدیگر قرار بگیرند تا این ماشین بتواند در مقیاس درست نتایج قابل پیش بینی داشته باشد». هنینگ مو، مأمور فروش و کارآفرین

5- جرأت انجام کارهای بزرگ را دارند

3007129-poster-1280-nike-techstars-unveil-startup-accelerator-winners

«جالب است که کسی از جرأت حرفی نمی زند. حتی قدم گذاشتن داخل این گود نیز جرأت می خواهد. از آنجا به بعد نیز، وقتی تمام اطرافیانتان به شما می گویند این کار دیوانگیست، باید جرأت ادامه دادن مسیر خود را داشته باشید. باید جرأت انجام کاری که فکر می کنید درست است را داشته باشید؛ فارغ از اینکه عقل سلیم در این باره چه می گوید. و در نهایت، باید جرأت این را داشته باشید که یک سر و گردن بالاتر از دیگران بایستید، استثنایی باشید، دشمن پیدا کنید، وقتی هر کس دیگری می گوید بله، بتوانید نه بگویید، و آنقدر اعتماد به نفس داشته باشید که بتوانید خودتان باشید». تولیس دیموپولوس، وکیل استارتاپ، دفتر وکالت سوفوس

6- به جای خیالات واهی، واقع نگر هستند

«مدیران فوق العاده ی استارتاپ ها، قاعده ی بازی خود را می فهمند. آنها می دانند کمتر از 1 درصد استارتاپ های حوزه ی فناوری در طول حیات خود به ارزش 1 میلیارد دلار می رسند. آنها کاملاً در جریان این حقیقت هستند که این صنعت با وجود زحمت فراوان، موفقیت های چشمگیر کم تعدادی رقم می زند». کریستوفر لاکهید، یکی از مؤسسین

7- توانایی تفویض اختیار را دارند

«کار مؤسسین از آن جهت حائز اهمیت است که می توانند کار های زیادی انجام دهند. انرژی نا محدود، عشق و زمان از ویژگی های آنهاست. اما بسیاری از آنها وقتی شرکتشان به مرحله ای می رسد که باید بخشی از کارهای خود را به دیگران واگذار کنند، ناموفق عمل می کنند چون می خواهند همه چیز را خودشان کنترل کنند. می توان نام این را قانون ده تایی ها گذاشت. اگر مدیریت 0 تا 10 نفر را بر عهده دارید، کنترل همه چیز در دستان شماست. اما اگر 100 نفر را تحت مدیریت خود دارید (به واسطه ی گزارش های مستقیم) باید بخشی از مسئولیت های خود را به دیگران واگذار کنید. در این مرحله زیردستان شما معمولاً اول به دنبال راهنمایی های شما هستند، سپس بر اساس آن اقدام می کنند. اما اگر (از طریق گزارشات مستقیم) 1000 نفر را مدیریت می کنید، زیردستان شما ابتدا عمل می کنند و سپس به شما گزارش می دهند. برای هر یک از این مراحل، مهارت های متفاوتی نیاز است». جان باکاس، سرمایه گذار و کارآفرین سابق

8- ذاتاً فروشنده اند

«اگر نتوانید محصول یا خدمات خود را بفروشید نخواهید توانست کسب و کار خود را به راه بیندازید. بنابراین اگر متقاعد کردن دیگران به پذیرش تفکر شما در ذاتتان نیست، هیچ گاه نخواهید توانست کسب و کار خود را برپا کنید». جرارد دانفورد

9- خوب می دانند چگونه به دیگران انگیزه بدهند

will-your-startup-company-succeed

«آنها نه تنها خوب می دانند چگونه ایده و دیدگاه خود را بفروشند، بلکه انرژی و انگیزه دادن به دیگران برای ادامه ی راه را نیز خوب بلد اند». یولیشکا وای دی

10- از حد مشخصی از تنش لذت می برند

«من فکر می کنم توانایی پذیرا شدن تنش های خلاقانه، کاوش و اجازه دادن به بروز آن چیزی است که مدیران عامل برتر را از بقیه ی 90 درصد این جمع متمایز می کند. من مدیران عامل زیادی را دیده ام که سعی می کنند از کشمکش اجتناب کنند یا اغلب مواقع به دنبال رسیدن به اتفاق نظر هستند و این می تواند خلاقیت را از بین ببرد. البته این تنها یکی از ویژگی هایی است که در کنار دیگر ویژگی ها قرار می گیرد». آلیس چان، مشاور روابط عمومی

11- خوش شانس هستند

«هر کسی که جزو 10 درصد مدیران عامل موفق قرار داشته باشد و نپذیرد در این مسیر خیلی خوش شانس بوده است، خودش را گول می زند». کریس پاتریک، یکی از مؤسسین تو تن

12- هر روز برای یادگیری آمادگی دارند

«شما باید هر روز چیز تازه ای یاد بگیرید. هرچه زودتر بتوانید چرخه های بازخوردی خود را ایجاد کنید و سازمانتان را به سازمان یادگیرنده ای بدل کنید که بتواند خودش را با اتفاقاتی که در بازار می افتد وفق دهد و بر اساس آن عمل کند، عملکرد بهتری خواهید داشت». جوزف پوئوپولو

  نظرات ()
4 شیوه برقراری تعادل میان زندگی شخصی و شغلی توسط افراد موفق نویسنده: حسین - چهارشنبه ۱۳٩٤/٩/٤

آیا وقتی کسی در کار خود حقیقتاً به موفقیت می رسد، تعادل کار و زندگی هنوز برایش معنایی دارد؟ برخی از کسب و کار ها در فصول خاصی مجبور می شوند ساعات کاری خود را به میزان قابل توجهی افزایش دهند، اما پژوهش ها نشان می دهد افزایش ساعات کاری از یک میزان مشخص به بعد، بهره وری را به طرز چشمگیری با افت مواجه می کند. در واقع برونداد کارکنان با گذر از مرز 55 ساعت کار در هفته سقوطی تأمل برانگیز را تجربه می کند. شاید برایتان جالب باشد بدانید کار خروجی کسی که 70 ساعت در هفته کار می کند، در بلند مدت با کسی که هفته ای 55 ساعت فعالیت کاری دارد برابر است.

به علاوه، مطالعات نشان می دهند با خستگی بیشتر، هوش هیجانی و توانایی های افراد در تصمیم گیری افت می کنند. به همین دلیل، انسان های واقعاً موفق به خوبی می دانند چطور میان کار و زندگی شخصی خود تعادل برقرار کنند. چهار شیوه ی برقراری این تعادل میان زندگی شخصی و شغلی توسط اینگونه افراد را در ادامه خواهید خواند.

 

1- افراد موفق می دانند از کار و زندگی شان چه می خواهند

چیزی که همه ی انسان های موفق مهارت خوبی در آن دارند، هدفگذاری است. کسانی که به خوبی میان کار و زندگی شخصی خود تعادل برقرار می کنند این نکته را می دانند که هم در اولی و هم در دومی باید هدف داشته باشند. این هدفمندی به آنها کمک می کند در مورد خواسته هایشان شفافیت بیشتری داشته باشند تا بتوانند به راحتی به پروژه ها و کارهای مختلف «بله» یا «خیر» بگویند.

البته هدف داشتن به تنهایی کافی نیست. تمام فعالیت های روزانه ی شما در زندگی شخصی و شغلی تان باید در مسیر این اهداف کلی قرار داشته باشند. برای اینکه ببینید هدفگذاری های مفیدی انجام داده اید یا خیر، می توانید این پرسش ها را از خود بپرسید:

  • آیا پروژه های شخصی و کاری حیاتی خود را در بلند مدت و کوتاه مدت شناسایی کرده ام؟
  • آیا راهی برای دستیابی به اهداف شخصی و شغلی ام یافته ام تا بتوانم آنها را همواره در ذهن داشته باشم؟
  • آیا برای دستیابی به این اهداف بزرگ تر در زندگی و کار، قدم های کوچک تری در نظر گرفته ام تا من را در مسیر درست قرار دهند؟
  • آیا اهداف خود را با آن دسته از اطرافیانم که می توانند در این مسیر از من حمایت کنند در میان گذاشته ام؟

افراد موفق به تنهایی به اهداف خود نمی رسند. یکی از مؤلفه های اصلی تعادل این است که اطرافیان خود را نیز در جریان امور قرار دهید تا آنها نیز بدانند چه انتظاری باید از شما داشته باشند و بالعکس. با همسر یا نزدیکان مهم خود در زندگی شخصی قدم بزنید و در مورد اهداف و انتظارات روابط روزانه ی خود با آنها صحبت کنید. با مدیر یا کارمندان خود نیز صحبت کنید تا برای اهداف کاری و معیار های موفقیت خود، پارامتر های مشخصی تعیین کنید. اگر بدانید در هر یک از این حوزه ها چه می خواهید، قادر خواهید بود از عوامل جنبی و حاشیه ای دوری کنید.

2- به امور زندگی شخصی و خانوادگی خود رسیدگی می کنند

در مطالعه ی منتشر شده توسط NPR که روی 122 مرد و زن انجام شده است، محققان متوجه شدند این افراد در منزل نسبت به محل کار استرس بیشتری داشته اند. افراد موفق اجازه نمی دهند کار، مأمن نابسامانی های زندگی شخصی شان شود. در عوض سعی می کنند با پیدا کردن استراتژی های کارا برای مقابله با منایع استرس زای هر یک، رابطه ی این دو را به تعادل بازگردانند.

استرس محیط کار با استرس های خانگی متفاوت است. به نوعی می توان گفت در محل کار فشار برای عملکرد بهتر بیشتر است و در صورت عدم موفقیت، عواقب سنگین تری در انتظار افراد خواهد بود. از طرف دیگر انسان ها در خانه نسبت به نتایج، نوعی وابستگی احساسی دارند که در محل کار خبری از آن نیست. علاوه بر این، کسی نمی تواند مثل زندگی کاری، زندگی شخصی خود را عوض یا آن را ترک کند. مدیریت واکنش های احساسی در منزل و سر و سامان دادن به تنش های به وجود آمده، در موفقیت افراد نقشی کلیدی دارد.

3- از فرصت مرخصی به بهترین نحو بهره می گیرند

original-summer-vacation-book-glasses-bookmark-sand

آمار بالای مرخصی های استفاده نشده، نه برای کارمندان و نه برای شرکت ها خبر خوبی نیست. علت استفاده نکردن برخی افراد از فرصت مرخصی، ترس از کارهای عقب افتاده ای است که پس از بازگشت باید به آنها رسیدگی کنند. این دسته معمولاً تفریح و مسافرت را چیز لوکسی می دانند که فکر می کنند از عهده ی مخارجش بر نمی آیند. البته نمی توان منکر این مسئله شد که در برخی موارد، مرخصی رفتن نسبت به پیوستگی کاری، (حداقل در کوتاه مدت) کار بسیار بیشتری برای انجام پدید می آورد و هزینه ای هم در بر دارد.

با این وجود، استفاده از این فرصت مزایای بسیار مهمی دارد. مطالعات نشان می دهند مرخصی های شغلی در بهبود بهره وری کارکنان و همچنین کمک به رشد اقتصادی نقش مثبتی ایفا می کنند. افراد موفق به خوبی می دانند استرس مداوم و بدون وقفه، تحریک پذیری شان را بالا می برد، خواب راحت و مفید را از آنان سلب می کند و احتمال ابتلا به افسردگی یا اضطراب را در آنها افزایش می دهد. انسان های موفق مرخصی و تفریح را بخشی ضروری از تعادل میان زندگی شخصی و کاری خود می دانند.

همین حالا برای برنامه ریزی مرخصی بعدی خود وقت بگذارید. می توانید از این فرصت برای مسافرتی خارق العاده به نقطه ای خوش آب و هوا استفاده کنید، یا اینکه صرفاً مسافرتی یک روزه به یکی از شهر های مجاور خود داشته باشید. هر برنامه ای با هر بودجه ای که در ذهن دارید، همین حالا آن را در تقویم خود یادداشت کنید و خود را ملزم به اجرای آن در وقت تعیین شده بدانید.

4- برونسپاری و تفویض مسئولیت می کنند

خوشبختانه همه ی ما اموری داریم که می توانیم انجامشان را به دیگران بسپاریم؛ هم در خانه و هم در محل کار. افراد موفق از این امکان بیشترین بهره را می برند؛ از فرستادن لباس ها به خشکشویی گرفته تا استخدام دستیار برای رسیدگی به ایمیل ها. کارهایی را در نظر بگیرید که انجامشان زمان زیادی از شما می گیرد. آیا کس دیگری هست که بتواند این کارها را بهتر انجام دهد؟ اگر پاسخ مثبت است سعی کنید آنها را به کار بگیرید و امور مذکور را به آنان محول کنید.

برخی از کارهایی که می توانید با هدف مدیریت استرس و برقراری تعادل بهتر میان زندگی شخصی و شغلی انجامشان را به دیگران واگذار کنید از این قرار اند:

محل کار:
  • وارد کردن داده ها
  • کاغذبازی های اداری
  • پشتیبانی اجرایی
  • پاسخ دهی به ایمیل ها
  • پاسخ دهی به مشتریان
  • کمپین های بازاریابی
  • دفترداری و حسابداری
  • حساب دریافتی ها و پرداختی ها
  • گردآوری ها
  • پروژه هایی که در آنها به تخصص شخص شما نیازی وجود ندارد
منزل:
  • خرید سوپرمارکتی
  • آماده کردن غذا
  • نظافت منزل
  • لباسشویی و خشکشویی
  • نگهداری حیاط و باغچه
  • تعمیرات دم دستی
  • رفت و آمد روزانه

 

با کمی خلاقیت متوجه خواهید شد برای خالی کردن وقت لازم به منظور پرداختن به اهداف شخصی و شغلی، صد ها راه مختلف می توان پیدا کرد. البته بسیاری از این موارد کم و بیش برای شما هزینه بر خواهند بود. استخدام کسی که به ایمیل های شما پاسخ دهد شاید هزینه ی زیادی در بر داشته باشد اما اگر از فرصت خالی شده برای پرداختن به کارهایی استفاده کنید که برایتان سودآوری بیشتری به همراه دارند، در کل به نفع شما خواهد بود.

business-Growth

فارغ از اینکه از این ترفند ها استفاده کنید یا نه، اگر روی کارهایی که در انجامشان مهارت خوبی دارید تمرکز کنید، نه تنها قادر خواهید بود زندگی شخصی و شغلی تان را به تعادل بهتری برسانید، بلکه می توانید از هر دوی آنها لذت بیشتری ببرید. برونسپاری و تفویض مسئولیت ها، به دیگران نیز اجازه می دهد از نقاط قوت خود برای رشد بیشتر بهره بگیرند.

برقراری تعادل میان کار و زندگی شخصی می تواند دشوار باشد. لازم است به یاد داشته باشید تعادل همیشه نسبتی پنجاه پنجاه نیست. گاهی اوقات لازم است زمان بیشتری به کار اختصاص دهید و گاهی وقت ها هم باید به زندگی شخصی تان بیشتر بپردازید. اصولاً ایده ی تعادل کار و زندگی یعنی آنقدر روی یکی از این دو متمرکز نشوید که به کلی از دیگری غافل بمانید. افراد موفق دریافته اند چگونه با هدفگذاری و مشخص کردن انتظارات، رسیدگی به امور منزل، استراحت و برونسپاری امور در صورت امکان، این تعادل را برقرار کنند. در نتیجه، برای اجتناب از فرسودگی شغلی و حفظ بهره وری کلی خود آمادگی بیشتری خواهند داشت.



  نظرات ()
۵ قانون برای بستن قرارداد با سرمایه گذار نویسنده: حسین - چهارشنبه ۱۳٩٤/٩/٤

تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که برای راه اندازی و اداره ی شرکت خود به چقدر سرمایه نیاز دارید؟ پاسخ دادن به این سؤال یکی از دلایلی است که باعث می شود طرح کسب و کار تا این اندازه اهمیت داشته باشد. اگر سرمایه ی شما کافی نباشد ممکن است پیش از آنکه شرکتتان روی پا بایستد پولتان تمام شود. در نظر داشته باشید که اگر پیش بینی های شما نشان دهند بعد از یک سال جریان مالی تان مثبت خواهد بود، این را نیز می توانید به سرمایه ای که از سوی سرمایه گذاران برای رشد استارتاپ خود جذب کرده اید اضافه کنید.

۵ مورد از قوانین و اصول جذب سرمایه را که برگرفته از تجربیات افراد گوناگون است می توانید در ادامه مطالعه کنید و از آنها برای جذب منابع مالی به سمت استارتاپ خود بهره بگیرید.

 

۱- نیاز خود را تخمین بزنید، سپس آن را دوبرابر کنید

هرچه زودتر بتوانید سرمایه ی کافی برای راه اندازی کسب و کار خود را جذب کنید، از دردسر ها و وقفه هایی که در ادامه ی کار ممکن است در مسیر شما قرار بگیرند اجتناب خواهید کرد.

۲- درآمد خود را خوش بینانه برآورد کنید، اما برای ارقام خود سند و مدرک داشته باشید

پیش بینی های خود را خوش بینانه و در عین حال واقع بینانه نگه دارید. تحقیق و داده های حاصل از آن را پشتوانه ی نتایج خود قرار دهید. سرمایه گذاران این را می دانند که خوش بینی به هر صورت بخشی از چارچوب ذهنی کارآفرینان است و به همین دلیل نرخ رشد پیشنهادی شما را پایین تر از آنچه می گویید در نظر می گیرند. پس اگر آمار خود را به جای دست پایین گرفتن، در حالت خوش بینانه نگه دارید، در نهایت می توانید قرارداد بهتری با آنها ببندید.

۳- موضع اکثریتی خود را حفظ کنید

اگر سهم اکثریتی ندارید، بنا به تعریف سهامدار اقلیت محسوب خواهید شد. این یعنی اگر اکثریت علیه شما رأی دهند می توانند شما را از شرکت خودتان کنار بگذارند. هر تصمیم یا پیشنهادی که مطرح کنید می تواند توسط اکثریت تغییر کند یا نادیده گرفته شود.

در حالی که باید شریک خوبی برای سرمایه گذاران خود باشید، نباید در موضع تبعیت از آنها قرار بگیرید. تنها استثنای موجود این است که شرکت شما شرکتی با مسئولیت محدود باشد که در توافق عملیاتی آن برای شما حقوق خاص و اختیارات تصمیم گیری در نظر گرفته شده باشد؛ به گونه ای که بتوانید حتی با وجود مالکیت اقلیتی، کنترل خود بر اوضاع را حفظ کنید.

۴- از خود اطمینان و علاقه نشان دهید

وقتی از سرمایه گذار تقاضای پول می کنید، از خود ضعف یا استیصال نشان ندهید. سرمایه گذاران پول خود را در اختیار کسی قرار می دهند که به او باور داشته باشند.

۵- اسناد سرمایه گذاری را با خود به جلسات ببرید

شرایط استاندارد خود را کاملاً مشخص کنید و تنها در صورتی تغییرشان دهید که به نفع همه باشد. هیچ سرمایه گذاری نباید به واسطه ی مذاکره ای که انجام می دهد قرارداد بهتری نصیبش شود. آمادگی این را داشته باشید که نشان دهید چقدر ریسک پذیر هستید. سرمایه گذاران باید بدانند تنها کسانی نیستند که متحمل ریسک می شوند، اما شما لزوماً سرمایه ای به میان نمی گذارید. تنها کاری که باید بکنید این است که به آنها نشان دهید برای انجام این کار چقدر مصمم و متعهد هستید.

منطقی به نظر می رسد که هرچه سهم مالی بیشتری داشته باشید، تلاش بیشتری برای موفقیت خواهید کرد. اما اگر پولی برای سرمایه گذاری ندارید، باید سرمایه گذاران را با اعتماد به نفس، آمادگی و شواهدی دال بر تعهد خود نسبت به موفقیت کسب و کار مورد نظر متقاعد کنید.



  نظرات ()
۱۰ توصیه ساده برای استفاده مؤثر از دست ها هنگام سخنرانی نویسنده: حسین - چهارشنبه ۱۳٩٤/٩/٤

همانگونه که یک تصویر می تواند هزار حرف ناگفته در خود داشته باشد، زبان بدن و حالت دست ها نیز از آنچه اغلب تصور می شود حرف های بیشتری برای گفتن دارند. ونسا ون ادواردز، بعد از مطالعه ی سخنرانی های پرطرفدار TED، متوجه شد سخنرانی هایی که بیشترین طرفداران را پیدا کرده اند از سوی سخنران هایی ایراد شده اند که بیشترین بهره را از دست هایشان برده اند. پژوهش های انجام شده حاکی از آن است که در کم طرفدار ترین سخنرانی های TED در یک بازه ی زمانی مشخص به طور متوسط ۲۷۲، و در پر طرفدار ترین سخنرانی ها به طور متوسط ۴۶۵ حالت دست توسط سخنرانان مورد استفاده قرار گرفته است.

ادواردز به تازگی در این باره به واشنگتن پست گفته است: «استفاده ی تؤامان از دست ها حین سخنرانی، مغز مخاطبان را در حالت فوق رضایتمند قرار می دهد، چرا که در آن واحد از دو منبع توصیفی برای فهم یک چیز استفاده می کند. مغز این حالت را خیلی دوست دارد». بنابراین ضمن مفید بودن استفاده از دست حین سخنرانی به طور کلی، اینکه با آنها چه پیامی منتقل می کنید نیز اهمیت زیادی خواهد داشت. در ادامه می توانید ۱۰ قانون کلی برای استفاده ی مؤثرتر از دست ها حین سخنرانی را از نظر بگذرانید.

 

۱- حرکات دست خود را توصیفی نگه دارید

با اینکه بروز دادن حالات طبیعی بدن به شما کمک می کند حرکات طبیعی تری داشته باشید، داشتن چند ژست توصیفی آماده در آستین نیز فکر بدی نیست. وقتی در مورد چیز کوچک یا بزرگی صحبت می کنید، این بزرگی یا کوچکی را با دستهایتان نیز به مخاطب خود نشان دهید. یا مثلاً می توانید با استفاده از یک دست برای توصیف مزایا و دست دیگر برای توصیف معایب یک چیز، به مخاطبین خود در دنبال کردن و فهم بهتر مطالبی که ارائه می دهید کمک کنید. وقتی در سخنرانی خود اعداد کمتر از پنج را به زبان می آورید آن را با دست خود نشان دهید تا به مخاطبان خود در به یاد سپاری آن کمک کرده باشید. توصیف های اینچنینی با استفاده از دست ها به فهم مطالب گفته شده کمک شایانی خواهند کرد.

۲- برای جلب اعتماد مخاطبان خود، کف دست خود را باز نگه دارید




ادامه مطلب ...
  نظرات ()
21 حقیقت از زندگی ثروتمندترین زن کارآفرین آمریکا، الیزابت هولمز نویسنده: حسین - چهارشنبه ۱۳٩٤/٩/٤

تا همین سال گذشته شاید خیلی از ما با جوانترین خانم میلیاردر جهان یعنی الیزابت هولمز آشنایی نداشتیم. استراتژیِ به شدت نامعمول وی برای کسب و کار باعث شد بیش از یک دهه از مرکز توجه رسانه ها دور بماند و در عوض به ساخت شرکت انقلابی آزمایش خون خود به نام تِرانوس بپردازد. هولمز در حال حاضر شماره ی ۱ فهرست صد نفره ی بیزینس اینسایدر از برترین های سیلیکون ولی است.

در ادامه ی این مطلب می توانید با ۲۱ حقیقت جالب توجه در مورد الیزابت هولمز آشنایی پیدا کنید.

 

۱- هولمز با ارزشی حدود ۴.۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۵ و با در دست داشتن رتبه ی صد و دهم فهرست ۴۰۰ نفری فوربز از ثروتمندترین های آمریکا، رتبه ی نخست ثروتمندترین زن خودساخته ی این کشور را به خود اختصاص داده است.

۲- او در سال ۱۹۸۴ به دنیا آمده است. با در نظر گرفتن دستاورد های شگرف وی تا همینجا هم سن وی مایه ی تعجب بسیاری می شود.

۳- هولمز وقتی تنها ۹ سال داشته در نامه ای خطاب به پدرش نوشته است: «چیزی که واقعاً از زندگی ام می خواهم این است که چیز جدیدی کشف کنم، چیزی که کسی فکر امکانپذیر بودنش را هم نکرده باشد».

۴- او وقتی هنوز دبیرستانی بود سه دوره ی دانشگاهی زبان ماندارین (رایج ترین زبان در چین) را با موفقیت گذراند و به فروش کامپایلر های ++C به دانشگاه های چین می پرداخت.

۵- وی برای تحصیل در رشته ی مهندسی شیمی به دانشگاه استنفورد رفت و در همان دوران اولین اختراع خود را به ثبت رساند. هولمز هنوز به سال دوم دانشگاه نرسیده بود که استنفورد را ترک کرد.

۶- الیزابت هولمز برای گذراندن تابستانی در آزمایشگاه های ژنوم سنگاپور و مشارکت در تحقیقات مهم سارس به این کشور سفر کرد.

۷- او در ۱۱ سال نخست ساختن شرکت خود، کاملاً به پنهان کاری روی آورد و از وقتی در تابستان گذشته روی جلد مجله ی فورچون ظاهر شد سر و صدای زیادی به پا کرد.

۸- نام شرکت او یعنی Theranos، ترکیبی از Therapy به معنای درمان و Diagnose به معنای تشخیص است.

۹- ترانوس از زمان تأسیس در سال ۲۰۰۳، برای کمک به شناسایی چندین مشکل پزشکی از قبیل کلسترول بالا و سرطان تنها با استفاده از یک یا دو قطره خون از نوک انگشتان، آزمایش هایی فراهم کرده است.

۱۰- بخشی از انگیزه ی هولمز برای ساخت ابزار های جدیدش از ترس وی از سوزن آمپول ناشی شده است. مادر و مادربزگ او نیز حتی با دیدن سوزن از حال می روند.

۱۱- هولمز مجموعه ای از باتجربه ترین و موفق ترین متخصصین دنیای کسب و کار از جمله جورج شولتز، بیل پری، هنری کیسینجر، سام نان، و بیل فریست را گرد هم آورده است.

 


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
۷ شیوه برای ابراز قدردانی از کارکنان نویسنده: حسین - چهارشنبه ۱۳٩٤/٩/٤

سیمون کوهن چیزهای زیادی دارد که باید قدردانش باشد. او پس از خارج شدن از کسب و کار رو به افول خانوادگی شان، نه تنها وارد صنعت متفاوتی شد، بلکه توانست شرکت جدید خود را تا جایی گسترش دهد که تبدیل به بزرگترین شرکت حمل و نقل مکزیک شود. کوهن، مشکل اصلی ساختار موجود را شناسایی کرد: رساندنِ به هنگامِ مواد اولیه و محصولات به آنجایی که باید. او به جای اینکه از روی استیصال جا بزند، با تأمین کننده ی قبلی خود شریک شد و کسب و کارش را توسعه داد و در نهایت کنترل کامل آن را بدست گرفت. شرکت او امروزه بیش از هر شرکت دیگری در مکزیک مواد اولیه و محصولات را جابجا می کند. خود کوهن نیز در حال آمادگی برای توسعه ی بیشتر است.

کوهن برای حفظ کارایی شرکت خود و بالا بردن رضایت کارکنانش، برای فرهنگ قدرشناسی و قدردانی ارزش زیادی قائل می شود. او رویکرد خود را اینگونه شرح می دهد: «ما در دنیایی چشم به جهان گشوده ایم که مدام در حال تغییر و تحول است و نیاز داریم با تغییر کنار بیاییم. بنابراین به خاطر همین تغییرات مشکلاتی داریم و نقش ما به عنوان رهبر در زندگی، حل کردن این مشکلات و پریدن از روی موانع مرتبط با آن است. می توانیم این کار را با بد خلقی و نگرشی تحریک آمیز انجام دهیم، یا اینکه گزینه ی بهتری برگزینیم که از نظر من یک لبخند بزرگ و حس قدرشناسی واقعی است.

 

1- «پیش از هر چیز دیگر قدرشناسی خود را با کلمات نشان دهید»

اکثر مردم در مورد کلماتی که به کار می برند آنچنان دقت نمی کنند. کوهن اعتقاد دارد رهبران باید هنگام برقراری ارتباط با دیگران آگاهانه رفتار کنند. او در این باره می گوید: «همه ی ما انسان هستیم و برابر. بنابراین چرا باید با کارمنان خود غیرمحترمانه یا تهاجمی صحبت کنیم؟ کلمات می توانند به یک نفر انرژی بدهند یا او را نابود کنند، بنابراین مطمئن شوید هر گاه با تیم خود صحبت می کنید، کلمات درست و مثبتی به کار می گیرید. هر چقدر هم که عصبانی یا نا امید هستید، همیشه حرف خود را با تعریف و یا تشکر شروع کنید.

2- «افراد را به اسم صدا کنید»

قدردانی تا وقتی به هدف مورد نظر خود نرسد و با آن ارتباطی مستقیم برقرار نکند نمی تواند اثرگذاری حد اکثری خود را داشته باشد. وقتی تنها از روی انجام وظیفه از کسی قدردانی کنید، کلمات شما مصنوعی و توخالی به گوش خواهند رسید. کوهن راه حل ساده ای برای این موضوع دارد: «هر کسی دوست دارد به اسم صدا شود. این کار نشان می دهد برای آنها اهمیت قائلید، به آنها توجه می کنید و قدردان حضورشان هستید. اگر در به خاطر سپاری نام ها با دشواری روبرو می شوید، می توانید از تکنیک های مختلفی بهره بگیرید که به این منظور طراحی شده اند.

3- «یک کار خاص انجام دهید تا کارکنان شما حس کنند واقعاً به آنها اهمیت داده می شود»

کوهن در این باره می گوید: «گاهی اوقات وقتی به دفاتر خارج از کشور شرکتم می روم، از دستیارم می خواهم در مورد کارکنان آن دفتر بیشتر برایم توضیح بدهد. از او درباره ی تغییراتی که ظرف این مدت در آنجا اتفاق افتاده است می پرسم. آیا هیچ یک از کارکنان در شرف ازدواج است؟ آیا کسی صاحب فرزندی شده است و یا مناسبت خاصی را جشن می گیرد؟ تمام این سؤالات حساسیت من نسبت به افراد را بالا می برد. روزی که به این دفاتر می روم، به تک تک آنها سلام می کنم، و از آنها به خاطر اینکه بخشی از این شرکت هستند تشکر می کنم و به آنها تبریک می گویم».

4- «آنها را به خود نزدیک تر کنید»

کوهن به ارزش قائل شدن برای زمان کسانی که برایش کار می کنند اصرار می ورزد. او این را اینطور توضیح می دهد: «کارکنان با انگیزه و با استعداد، بزرگ ترین دارایی هر شرکتی هستند و بدون آنها نمی توان شرکت را اداره کرد. پس به صحبت های آنان گوش دهید. به آنها نزدیک شوید، ناهار را کنار آنان صرف کنید و هر چقدر در توانتان هست با آنها به گفتگو بپردازید. سپس، از آنان به خاطر سپری کردن وقتشان در کنار شما قدردانی کنید».

5- «کارکنان خود را غافلگیر کنید»

به زبان آوردن تشکر به صورت پیوسته می تواند خسته کننده و بی معنا باشد اما کوهن رویکرد خود را دارد. او می گوید:‌ «هر از چند گاهی، بدون دلیل کار متفاوتی انجام دهید. مثلاً می توانید کارمندان خود را به صبحانه یا ناهار میهمان کنید و یا یک سخنرانی کوتاه ترتیب دهید و صحبتهای خوبی برایشان بکنید. حتی یک بسته شکلات به عنوان هدیه هم می تواند معنای زیادی داشته باشد. اگر این کار را از ته قلب خود انجام دهید آنها هم آن را درک خواهند کرد».

۶- «موفقیت های خود را با آنها سهیم شوید»

بسیاری از رهبران، دیدگاهی «ما» و «آنها»یی دارند. این جداسازی حتی اگر ستیزه جویانه هم نباشد به انزوای احساسی و افت کارایی می انجامد. اما کوهن ایده ی بهتری دارد. او می گوید: «هر بار که مراسم خاصی دارید، قرارداد خوبی می بندید و یا فرصت خوبی به دست می آورید، اعتبار آن را به خودتان اختصاص ندهید. به همه اینطور بگویید که به خاطر کار تیمی میان کارکنان، عملکرد خوب و حمایت آنان بوده که شرکت توانسته است این قرارداد را ببندد».

۷- «به فکر کردن بسنده نکنید، به زبان بیاورید»

کوهن مصر است که هیچ وقت نباید فکر کنید دیگران از قدرشناسی شما نسبت به حضور و کارشان آگاهند. او اعتقاد دارد شما باید از هر فرصتی برای به زبان آوردن این موضوع استفاده کنید. وی در این باره می گوید: «رهبران معمولاً به شدت سرشان شلوغ است و اغلب فراموش می کنند آنچه در ذهن دارند را به زبان بیاورند. هر وقت می توانید از کارکنان خود تشکر کنید تا آنها کم کم احساس متفاوتی پیدا کنند. اینکه کسی به شما نزدیک شود، لبخند بزند و حرف خوبی به شما بزند احساس فوق العاده ای دارد. حتی وقتی کسی مرتکب اشتباهی می شود، اشتباهش را با کلمات مثبت به اطلاعشان برسانید. حرف های خوب را در ذهن خود نگه ندارید. به جمع کارکنان خود بروید و آنها را به زبان بیاورید».



  نظرات ()
۶ کاری که می‌توانید انجام بدهید تا آلزایمر نگیرید نویسنده: حسین - سه‌شنبه ۱۳٩٤/۸/٢٦

9736566634_1615ecad30_kkkk

آلزایمر یک بیماری است که سلول‌های مغز را هدف قرار می‌دهد و شخص را دچار فراموشی می‌کند. اگر از مشکلات ناشی از پیری فقط می‌دانید “سن که رسید به ۵۰ فشار می‌آد به چند جا” معلوم است که موهای‌تان را در آسیاب برقی سفید کرده‌اید. برای شمایی که هنوز ۵۰ و خورده‌ای سال‌تان است هنوز وقت هست که خود را ضد آلزایمر کنید. در واقع ۵۰ سالگی بهترین سن برای ایجاد تغییرات در سبک زندگی است تا از ابتلا به بیماری فراموشی در ۲۰ یا ۳۰ سال بعد جلوگیری کنید.

با ما باشید تا ۶ راه برای جلوگیری از ابتلا به آلزایمر به شما معرفی می‌کنیم که اگر امروز آن‌ها را رعایت کنید، فردا نیازی نیست آدرس خانه را با منگنه پشت یقه‌تان فرو کنند.

۱ . مغز و شکم شما با همدیگر ارتباط دارند

بر اساس تحقیقاتی که در مرکز مطالعات پزشکی دانشگاه راش صورت گرفت، محققین دریافتند همان پروتئینی که مسئول پُکاندنِ چربی‌ها در کبد انسان است، با حفظ سِمَت در مرکز یادگیری و حافظه‌ی مغز نیز مشغول به کار است. افرادی که چربی زیادی در ناحیه‌ی شکم خود دارند، این پروتئین را کمتر در مغزشان دارند زیرا کبدشان از این پروتئین اضافه کاری می‌کشد.

نتایج تحقیقات دیگری که در طی ۱۴ سال در دانشگاه فنلاند شرقی حاصل شده، حاکی از آن است که اگر از ۵۰ سالگی به بعد حواس‌مان به خورد و خوراک‌مان باشد و چپ و راست مواد غذایی شیرین و پر چرب نخوریم تا ۹۰ درصد از احتمال ابتلا به بیماری فراموشی جلوگیری کرده‌ایم.

زبان‌مان مو در آورد انقدر که در این بلاگ گفتیم هر روز غذای سالم و طبیعی بخورید. تا می‌توانید از خوردن مواد قندی، چربی و غذاهای فرآوری شده خودداری کنید. آب زیاد بنوشید و اگر فکر می‌کنید در سبد غذایی روزانه‌ی شما به اندازه کافی ویتامین نیست، از مکمل‌های غذایی مجاز استفاده کنید. اگر این کارها را بکنید نه تنها خود را در برابر آلزایمر بیمه کرده‌اید بلکه احتمال ابتلا به بسیاری از بیماری‌های دیگر را نیز کاهش داده‌اید.


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
آیا پول بیشتر ما را رضایتمندتر می کند؟ نویسنده: حسین - یکشنبه ۱۳٩٤/۸/۱٧

آیا پول بیشتر ما را رضایتمندتر می کند؟

«وقتی پنجره را باز می کنید، هم هوای تازه وارد اتاق می شود و هم پشه». این جمله ی دنگ ژیائوپینگ، سیاستمدار و رهبر چینی در توصیف خوبی ها و بدی های باز شدن اقتصاد چین است. اغلب مردم رشد اقتصادی و بالا رفتن درآمد ها را نکته ی مثبتی قلمداد می کنند، اما واقعیت این است که همه ی اینها آسیب های خاص خود را نیز دارند. با مهاجرت جوان ها به شهر ها، خانواده ها از هم می پاشند. آزادسازی بازار کار، امنیت شغلی را پایین می آورد. نابرابری فزاینده نیز می تواند حتی کسانی که از لحاظ اقتصادی رو به پیشرفت هستند را سرخورده کند.

شاید ریچارد ایسترلین را شنیده باشید. او بیش از هر چیز با مقاله ی جنجال برانگیزی که در سال 1974 منتشر کرد شناخته می شود. ایسترلین در این مقاله ادعا کرد درآمد بیشتر، به رضایت بیشتر منجر نمی شود. از آن زمان به بعد، با وجود تمام مزایایی که درآمد بیشتر با خود به ارمغان می آورد، اقتصاددانان به دنبال این هستند که ببینند ثروت بیشتر چه پیامدهای دیگری ممکن است داشته باشد. جامع ترین پژوهش در این زمینه که در سال 2012 به چاپ رسیده است، طیفی از کشورها را در گذر زمان مد نظر قرار می دهد و اینطور نتیجه می گیرد که میان افزایش درآمد و میزان رضایت رابطه ی مثبتی وجود دارد. اما این رضایت گذرا و گاهاً به قیمت کاهش رضایت دیگران است.

در ادامه با دیجیاتو همراه باشید.

 

مقاله ی مذکور اشاره ای نمی کند که آیا دقیقاً پول است که به رضایت بیشتر منجر می شود یا رضایت است که به پول بیشتر می انجامد. اندرو اوسوالد، یوجینو پروتو و دنیل سگوری از دانشگاه وارویک ادعا کرده اند رضایتمندی بر پول مقدم است. هرچه باشد کارمندان افسرده بهره وری کمتری دارند و در نتیجه درآمدشان پایین تر است. به علاوه، درآمد بیشتر و رضایتمندی ممکن است علت واحدی داشته باشند. آنهایی که از شبکه ی گسترده ای از دوستان و آشنایان برخوردارند در زندگی هم رضایت بیشتری دارند و هم احتمال اینکه مشاغل پردرآمد تری برای خود پیدا کنند بیشتر است.

یکی از راه های پاسخ دادن به سؤال هایی از این دست که به رابطه ی علی و معلولی وقایع می پردازند، مراجعه به شواهد سنجش های تصادفی است. قرعه کشی های بخت آزمایی به صورت تصادفی ثروت زیادی در اختیار افراد قرار می دهند و به همین جهت می توانند نقطه ی تمرکز پژوهش قرار بگیرند، اما در اغلب کشور ها نسبت ناچیزی از جمعیت به خرید بلیط بخت آزمایی اقدام می کنند.

رفتار این دسته ممکن است نمونه ی خوبی برای کل مردم نباشد و نتایج پژوهش را دچار تحریف کند. راه حل مسئله برای اقتصاددانان این خواهد بود که خودشان دست به سنجش بزنند و مقادیر هنگفتی پول به صورت تصادفی میان جمعیت تقسیم کنند. شبیه سازی یک قرعه کشی بخت آزمایی در کشور های ثروتمند بسیار هزینه بر است. اما در کشور های فقیر تر همین حالا هم خیلی از بنیاد های خیریه این کار را انجام می دهند.

مرکز اقتصاد رفتاری بوسارا در نایروبی کنیا، روی شرکت کنندگانی از زاغه ها و مناطق روستایی آزمایش می کند. محققان این مرکز نتایج طرحی شبیه بخت آزمایی در مناطق روستایی کنیا را مورد بررسی قرار دادند. این طرح نمونه ای 503 نفره از خانوارهای ساکن 120 روستا را برای دریافت مبالغی با سقف 1525 دلار انتخاب کرد. متوسط جایزه با 357 دلار، برای دو برابر کردن ثروت یک روستانشین معمولی کافی بود. پژوهشگران رفاه روستائیان مذکور را با استفاده از شیوه های مختلف، قبل و بعد از دریافت این مبلغ مورد سنجش قرار دادند. شیوه های مورد استفاده، پرسشنامه های رضایت، رصد میزان افسردگی و تست سطح هورمون کورتیزول با استفاده از بزاق را شامل می شد (کورتیزول هورمونی است که با اضطراب در ارتباط است).



ادامه مطلب ...
  نظرات ()
مطالب قدیمی تر »
مطالب اخیر POE چیست ؟ و چرا سبب تسهیل راه اندازی شبکه شده است؟ 10 رفتاری که هیچگاه در افراد موفق نمی بینید 12 ویژگی مشترک موفق ترین مدیران عامل 4 شیوه برقراری تعادل میان زندگی شخصی و شغلی توسط افراد موفق ۵ قانون برای بستن قرارداد با سرمایه گذار ۱۰ توصیه ساده برای استفاده مؤثر از دست ها هنگام سخنرانی 21 حقیقت از زندگی ثروتمندترین زن کارآفرین آمریکا، الیزابت هولمز ۷ شیوه برای ابراز قدردانی از کارکنان ۶ کاری که می‌توانید انجام بدهید تا آلزایمر نگیرید آیا پول بیشتر ما را رضایتمندتر می کند؟
کلمات کلیدی وبلاگ مدیریت و رهبری (۸٢) اراده - تصمیم گیری (۱٥) افکار مثبت (۱٥) کسب و کار (۱٤) مدیریت زمان (۱٢) بازاریابی (۱٢) مدیریت زندگی (۱٢) آدمهای موفق (۱٠) آنتن (۸) انگیزش سازمانی (٧) شغل (٧) برنامه ریزی (٦) جملات آموزنده (٦) مدیریت پروژه (٦) پند (٦) بزرگان مدیریت (٦) سرمایه گذاری (٦) اصول و فنون مذاکره (٥) شرکت موفق (٥) فروش (٥) مشتری (٥) مدیریت نیروی انسانی (٥) رضایت شغلی (٥) (٤) رادیو مخابراتی (٤) استراتژی شرکت (٤) پیروزی- شکست (۳) سازمان (۳) مدیریت (۳) هدف (۳) بازرگانی (۳) اراده (٢) brand (٢) بهره وری (٢) پروژه (٢) قدرت (٢) نام تجاری (٢) منابع انسانی (٢) عملکرد (٢) ثروت (٢) مدیریت فناوری اطلاعات (٢) جلسات اداری (٢) شانس و اقبال (٢) استارتاپ (٢) تئوری کسب و کار (۱) رکود بازار (۱) اینده نگری (۱) مدیر فروش (۱) مدیر شبکه (۱) استخدام و مصاحبه شغلی (۱) شاخص اقتصادی (۱) poe (۱) مازلو (۱) استیو جابز (۱) فرهنگ سازمانی (۱) زبان بدن (۱) وقت اضافه (۱) فناوری (۱) زندگی (۱) اقتصاد (۱) فناوری اطلاعات (۱) تبلیغات (۱) محیط کار (۱) کارآفرینی (۱) فرکانس (۱) پهنای باند (۱) امور مالی (۱) استراتژی (۱) تجهیزات شبکه (۱) کارکنان (۱)
دوستان من پادکست حوزه بازاریابی مدیران ایران محمد رضا شعبانعلی پرتال زیگور طراح قالب