زندگی

کمبودها و کاستی های زندگی پیش از اینکه به گردن جامعه و زندگی باشد به گردن خود ما است. آنها از درون خود ما آغاز می شوند و زندگی انعکاس آن را به ما باز می گرداند.

 

جهان غنی است و کمبود و کاستی  ندارد اما همچنان می بینیم که عده بسیاری با گرسنگی و بیکاری دست به گریبانند. درست مثل گرسنه ای که دستش به میوه های بالای درخت نمی رسد و نهایتاً به این نتیجه می رسد که چیزی که در جستجوی آن است وجود ندارد یا کمیاب است .محدودیت از خود ماست. برای بدست آوردن سیب نباید شاخه ها را بشکنیم بلکه باید خود را بالا بکشیم.

 

گاه برای رسیدن به خواسته ها و رؤیاهایمان باید تن به رشد کردن و بالا رفتن بدهیم. هیچ چیز با ارزشی بی زحمت بدست نمی آید.

 

پاداش از آن بلند همتان است و آنکه منتظر افتادن میوه ای از درخت بمانند غالباً چیز زیادی عایدش نخواهد شد.

 

  اگر در جهت خلق خواسته های خویش مثل شغل و حرفه دلخواهمان پیش برویم و آستین همت بالا بزنیم قطعاً زندگی نیز ابزار لازم را در اختیار ما خواهد گذاشت اما با بی حرکت ماندن و منتظر ایستادن بعید است چیزی بدست آوریم و فقط به جمع کثیر نا امیدان و بیکاران اضافه خواهیم شد. درست است که شرایط بد اقتصادی و اجتماعی یک جامعه می تواند در یافتن شغل و حرفه مناسب تآثیر منفی داشته باشد اما هرگز نمی تواند مانع موفقیت ما شود.