کش دادن کارها

روزی شیوانا از مقابل مدرسه ای عبور می کرد . عده ای را دید که در حیاط مدرسه به شدت مشغول مطالعه هستند . دانش آموزان مدرسه گرد شیوانا جمع شدند و به او گفتند که چند روز بعد امتحان دارند و مشغول مرور درس ها هستند . بعضی از دانش آموزان از شیوانا روش حدس زدن سوالات را پرسیدند و شیوانا تبسمی کرد و پاسخ داد : " فکر کنید استاد در هر درس قصد داشت کدام نکته اساسی را به شما بیاموزد. ابتدا آن نکته را کشف کنید و به آن مسلط شوید و آن گاه آن نکته را به بخش های کوچک تر تقسیم کنید و سعی کنید آن بخش ها را یاد بگیرید . اما نکته مهم این است که ابتدا مفهوم اصلی را کشف و درک کنید ! "

 


سپس شیوانا از مدرسه خارج شد و به راه خود ادامه داد. در چند صد متری مدرسه زیر سایه درختی یک از شاگردان مدرسه را دید که غمگین و افسرده زانوی غم در آغوش گرفته  و با تکه چوبی روی زمین نقاشی می کند. شیوانا کنار دانش آموز غمگین نشست و از او دلیل افسردگی اش را جویا شد.

دانش آموز پاسخ داد : " استاد، من در امتحان رد میشوم و به همین دلیل غمگین هستم !"

شیوانا با حیرت پرسید:" اما امتحان که چند روز دیگر است!؟ تو چگونه میگویی رد میشوی؟"

دانش آموز پاسخ داد : " از ابتدای دوره من سر کلاس ها درست و مرتب و با حواس جمع حاضر نشده ام و طبیعی است که در امتحان موفق نخواهم شد! اگر بخواهم درس ها را مطالعه کنم وقت کافی نخواهم ."

شیوانا لحظه ای سکوت کرد و آن گاه دستی به شانه های دانش آموز غمگین زد و گفت : " تو که از سرعت مطالعه خود در عمل خبر نداری ! چگونه اینقدر با اطمینان از وقت نداشتن حرف می زنی ؟ هر انسانی در مدت زمان مشخصی که گمان می کند وقت دارد کارهای زندگی اش را به انجام می رساند . اگر گمان کنی برای انجام یک کار یک هفته وقت داری آن کار را به اندازه یک هفته کش می دهی و اگر به تو بگویند که ساعتی بیش فرصت نداری ، آن قدر از زواید غیر ضروری کار می زنی که آن را در زمان یک ساعت به پایان برسانی . مهم این است که هرگز اجازه ندهی پیشداوری های ذهنی تو را از خودت مایوس کنند و نسبت به توانمندی های وجودت به تردید اندازند . فقط با عمل کردن و اقدام نمودن است که می توانی به قابلیت های واقعی خود پی ببری و به همین دلیل هرگز به هیچ فردی حتی ذهن خودت ، اجازه مده که قبل از مبارزه تو را شکست خورده اعلام کند . زندگی شطرنج نیست که چند حرکت مانده به حالت مات به طور منطقی بتوانی شکست خود را نتیجه بگیری ! زندگی بازی جادویی است که در هر لحظه آن هر اتفاقی می تواند رخ دهد . الان که چند روز به امتحان مانده تو کلّی فرصت داری ، اما حتی اگر فقط چند دقیقه به امتحان باقیمانده بود باز هم باید با تمام قوا تلاش می کردی تا از این فرصت چند دقیقه ای بهترین بهره را ببری . من اگر به جای تو بودم همین الان مصمم و مطمئن به سراغ اولین کسی که به درس ها مسلط است می رفتم و آنچه را که در طی ماه ها استاد با حوصله آموزش داده بود به طور خلاصه و اجمالی یک جا دریافت می کردم . "

شیوانا این جملات را گفت و راه خود را گرفت و رفت . نقل می کنند که آن دانش آموز افسرده در آزمون بیشترین امتیاز را کسب کرد .