آه چرا زندگی ام اینگونه شد؟

چرا شرائطم بهم ریخته است؟

چرا هر چه بیشتر کار میکنم ، کارها بیشتر بهم میریزد؟

و ...

 


شاید شما نیز یکی از کسانی هستید که این سوالها را از خود پرسیده باشید، شاید در مقطع زمانی خاصی شکستها و رخدادهای منفی پشت سر هم به سراغ شما آمده باشد.

 من یکی از افرادی هستم که بعد از یک دهه فعالیت مستمر موفق شده بودم موفیتهای کوچک و بزرگی در کارنامه زندگی ام ثبت کنم  اما ...

 در همین سال گذشته خوشبختانه با شکست سنگینی مواجه شدم که خسارت سنگینی روی  موقعیت و زندگی روزمره من گذاشت که خود من واقعآ از این همه اتفاق عجیب و غریب حیرت زده شده بودم. مطمئنم اگر شما هم شکستی خورده باشید با من موافق خواهید بود که تحمل این شرائط بسیار سخت است و بار روانی بسیاری را متحمل فرد میکند.

سوال اینجاست که در این وضعیت چه کار باید کرد؟

چه طور میتوانم یک شکست بزرگ را تبدیل به موفیتی بزرگتر کنیم؟

تفاوت افراد موفق و افراد نا موفق در نوع تصمیم گیریشان در همین لحظات زندگی است

 افرادموفق در همچین شرائطی اینگونه رفتار میکنند: اول مدت زمان کوتاهی را به پشیمانی ، ناراحتی ، دلخوری ، گله و شکایت و افسوس خوردن اختصاص میدهند اما در ادامه بلافاصله شکست خود را بررسی میکنند، تمام اتفاقات را مو به مو بازبینی میکنند ، چه کارهایی انجام دادند؟ چه کارهایی را انجام نداده اند؟ با چه کسانی و چگونه همکاری کرده اند؟ اشتباهشان کجا بود؟ اگر آن اشتباه را نمیکردند چه میشد؟ و...

 زمانی که این سوالها را جواب دادند به راز شکستشان پی میبرند و همین راز باعث میشود تا در حرکتهایی که آینده قرار است انجام دهند بیشتر دقت کنند. در واقع از اشتباهاتشان درس عبرت میگیرند و همین مساله باعث میشود که در آینده اشتباهات کمتری انجام دهند تا بتوانند دوباره موفقیتی را خلق کنند.

 اما افراد نا موفق: با این شکست بدون اینکه به جزئیات مسائل و اتفاقات بپردازند در همان مرحله اول میمانند یعنی ما بقی عمر را به پشیمانی ، ناراحتی ، دلخوری ، گله و شکایت و افسوس خوردن به سر میبرند. جالب اینجاست آنها تمام اتفاقات را گردن این و آن میاندازند و میگویند اگر اینطور و آنطور نمیشد من الان موفق شده بودم.

 شما دوست دارید جزء کدام دسته باشید ؟ من خودم راه اول را پیمودم و  بعد از گذشت فقط چند سال دوباره توانستم شرائط زندگی ام را آنطور که دوست داشتم رقم بزنم و امیدوارم موفقیتهایم را نه تنها زنده نگه دارم بلکه مطمئن شدم که رسیدن به آنها با این تجربه شکستم راحتتر از گذشته است.