شاید شما کتاب پدر فقیر ، پدر پولدار را مطالعه کرده باشید. آقای کیوساکی نویسنده این کتاب با بیان مثالهای زیبا سعی دارد نوع نگرش خواننده را نسبت به نوع درآمد تغییر دهد، آقای کیوساکی نگرش انسانها را به پدر تشبیه کرده و این پدر را با دو نوع دیدگاه فقیر و پولدار دسته بندی کرده و پند های ایشان را به نحوه در آمد شما مرتبط کرده است..............


به شما توصیه میکنم اگر تا کنون موفق به مطالعه این کتاب نشده اید، این کتاب را تهیه کنید و از آن درس بگیرید.

 شما را دعوت میکنم  چکیده این کتاب را مطالعه کنید ...

 پدر با نگرش فقیر به شما توصیه میکند: به مدرسه بروید، خوب درس بخوانید تا بتوانید یک شغل پر درآمد داشته باشید. سختکوش باش، ولخرجی نکن، پس انداز کن و باز نشستگی راحتی داشته باش ...

 اما پدر ثروتمند به شما میگوید: شما با استفاده از این راه پولدار نخواهید شد، چون هیچ کسی تا به حال از این راه ثروتمند نشده است.

 او میگوید: چرا باید چیزی را پس انداز کرد که هر روز از ارزش آن کاسته میشود؟ بله ، شما اگر امروز پنج میلیون تومان داشته باشید میتوانید یک ماشین معمولی بخرید ... اما آیا ده سال دیگر هم ارزش ریالی ماشین همین مقدار است؟

 پدر پولدار و پدر بی پول نسبت به نوع نگرشی که دارند شما را تشویق میکنند تا کارتان را انتخاب کنند. انتخاب نوع کسب وکار از طرف شما درامدتان را مشخص میکنند. اگر کمی توجه کنید در می یابید که:

 نوع نگرش  =  نحوه انجام کسب و کار  =   میزان در آمد  =  میزان رفاه در زندگی


 اما کسب و کار چگونه میباشد ، نگرشها در انواع کسب وکار چگونه است ، نحوه انجام کارها چگونه است ، ربعهای نقدینگی چیستند؟