ده عاملی که باعث می‌شود برندگان برنده بمانند!!

2. موقعیت ویژه. چه در زمین بازی کودکان، چه در دفتر کار، بازندگان زودتر محل را ترک می‌کنند، در حالی که برندگان بیشتر حضور دارند. تحقیقات من نشان می‌دهد که در شرکت‌هایی که به موفق بودن شهره‌اند، کم کاری و فرار کردن از کار کمتر مشاهده می‌شود. همچنین در اینگونه شرکت‌ها همبستگی بیشتری بین افراد وجود دارد، زیرا افراد ساعات بیشتری را با هم می‌گذرانند تا با هم از احساسات خوب ناشی از موفقیت‌هایشان لذت ببرند. با گذراندن بیشتر وقت در کنار یکدیگر، شانس تبادل اطلاعات و مشورت هم بیشتر می‌شود.
3. آموزش. بازنده‌هاحالت دفاعی به خود گرفته و دوست ندارند راجع به اشتباهاتشان چیزی بشنوند، در نتیجه از دریافت بازخورد خودداری می‌کنند. اما برندگان علاقه دارند داوطلبانه راجع به اشتباهاتشان صحبت کنند و بازخوردهای منفی را نیز قبول می‌کنند، زیرا آنها نسبت به برد خود مطمئن هستند. از آنجایی که این دسته از افراد به برد خود اطمینان دارند، به تمرین‌های خود به عنوان راهی به سوی نتایج مثبت می‌نگرند، نه به عنوان یک وظیفه سخت و مشقت‌بار. برای ورزشکاران حرفه‌ای تمرینات اهمیت بسیاری دارد. برد آنها معمولا به خاطر تبحر در انجام درست جزئی‌ترین مسائل است.طبق تحقیقاتی که قبلا روی شناگران انجام داده‌ام، ارتقا و کمال در به کارگیری بسیاری از حرکات ریز و جزئی تعیین کننده تفاوت دیگران نسبت به افرادی است که حد نصاب لازم برای ورود به المپیک را کسب می‌کنند.
4. تمرکز بیشتر برای آزادی فکر بیشتر. همانطور که همه گلف‌بازان و بازیکنان تنیس می‌دانند، شما نباید چشم از توپ بردارید. بازندگان معمولا در ذهن خود، خود را مواخذه و تنبیه می‌کنند. ولی در برندگان عوامل برهم زننده تمرکز، کمتر است. «تایگر وودز» قهرمان گلف تقریبا برنده تمامی مسابقات قهرمانی جهان بود تا زمانی که مشکلات شخصی -که البته خود عامل آنها بوده است-به وجود آمد و تمرکز فکری او را برهم زد واز آن پس شکست‌های او در عرصه گلف شروع شد.
5. فرهنگ سازنده احترام متقابل. برای هر فردی که در یک تیم بازی می‌کند، برد باعث می‌شود تا به دیگر هم تیمی‌هایش احترام بگذارد و به حرف آنان گوش بدهد، زیرا پیش‌فرض بر این است که هر کسی که در آن تیم بازی می‌کند، بازیکن خوبی است. برندگان آرمان‌های والایی در سر می‌پرورانند و نسبت به دیگران با گذشت و بزرگوارانه رفتار می‌کنند. ولی بازندگان غالبا دیگران را مقصر دانسته و هم تیمی‌های خود را افرادی سطح پایین دانسته و به آنها به دیده تحقیر می‌نگرند، که این عامل خود باعث به وجود آمدن جو متشنج و پرتنشی می‌شود.
6. سیستم پشتیبانی قوی. پشت هر تیم یا فرد قهرمان،جمعی از مربیان، دوستان و هواداران وجود دارند که به آن قهرمانان انرژی می‌دهند. پیروزی، دایره افراد پشتیبان را گسترش می‌دهد. در عوض باخت،حمایت‌ها را از بین می‌برد. برای مثال، گروه هواداران برای یک تیم راگبی دبیرستان که همواره می‌بازد، در بین دو نیمه ورزشگاه را ترک می‌کنند. وقتی که هواداران احساس کنند که تیم آنها نخواهد برد، چگونه بازیکنان تیم برای ادامه بازی خود انرژی داشته باشند؟
7. روابط رسانه‌ای بهتر. نه تنها اخبار مربوط به پیروزی، فرق بین برندگان و بازندگان را مشخص می‌کند، بلکه داستان‌های مربوط به گذشته و آینده افراد پیروز نیز برای مردم جالب‌تر است. پیروزی‌ها هاله‌ای دور فرد به وجود می‌آورند که در آن همه چیز زیباتر و درخشان‌تر است. باختن باعث می‌شود که منتقدان و تحلیل‌گران به بررسی گذشته فرد بپردازند تا به ریشه علل شکست وی پی ببرند و همین امر باعث می‌شود روند شکست‌های اولاینقطع به نظر آید.
8. دعوت شدن به بهترین مجالس. این موضوع حقیقت دارد. برندگان به کاخ ریاست جمهوری، مجلس، کنفرانس‌ها و نمایشگاه‌های مهم دعوت می‌شوند. در نتیجه این افراد به روابط و شبکه‌های اجتماعی متعددی دسترسی خواهند یافت که باعث می‌شود از مزایایی برخوردار شوند که حرکت رو به جلوی آنها را تداوم بخشد، مزایایی همچون اطلاعات دست اول و قراردادهای بهتر. 
9. عزم راسخ. برندگان کنترل بیشتری بر سرنوشت خود دارند. ما معمولا می‌گوییم: ترکیب برنده را نباید دست زد. در حالی که برندگان آزادی اختیار دارند تا به مسیر خود ادامه دهند، بازندگان توجه‌ها را به خود جلب می‌‌کنند، البته از نوع منفی آن!بازندگان با کمک‌های ناخواسته‌ای که از طرف کمیته‌های مختلف، هواداران، منتقدان و بازدیدکنندگان متعدد به آنها می‌رسد، از حرکت باز می‌ایستند. به همین دلیل، این افراد به جای تمرین کردن برای افزایش توانایی‌هایشان، وقت خود را در ملاقات‌های متعدد هدر می‌دهند.
10. پیوستگی. اگر پیوسته ببازید، این روند ادامه خواهد داشت. مربیان جدید، استراتژی‌های جدید هیچ کدام فایده ای نخواهد داشت- مثل شرکت اچ پی که مدام بین سخت افزار و نرم‌افزار در تلاطم بود یا مدیران متعدد یاهو که مدام در حال تغییر بودند و این امر باعث شد تا توجه و وقت مشتریان به هدر رود- هرچه که وقت بیشتری در این موارد هدر رود، زمان کمتری برای اجرای برنامه‌ها باقی می‌ماند. تا وقتی که شرایط پایدار نشود امکان برد دور از دسترس به نظر می‌رسد. برندگان این بخت را دارند که استراتژی بلند مدتی داشته باشند و همچنین برای موفقیت‌های کوتاه مدت هم برنامه‌ریزی کنند. 

/ 0 نظر / 17 بازدید